العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
22
شرح كشف المراد ( فارسى )
( مطلب پنجم ) ( شناخت تقليدى ؟ يا استدلالى ؟ ) پس از اينكه در مطلب قبل ضرورت و وجوب شناخت را شناختيم اينك وارد اين بحث مىشويم كه آيا شناخت تقليدى كافى است ؟ و يا شناخت اجتهادى و استدلالى لازم است ؟ به عبارت ديگر آيا همانگونه كه در فروع دين تقليد جايز و بلكه لازم است در اصول دين هم جايز است يا خير ؟ به بيان سوّم آيا همانگونه كه احكام تعبدى بوده و چرا ندارد اعتقادات هم تعبدى است و چرا بردار نيست ؟ يا اينكه جاى چون و چرا هست ؟ قبل از ورود در بحث دو مقدّمه را بيان مىكنيم : الف : معناى نظر و استدلال و معناى تقليد چيست ؟ امّا نظر عبارتست از مرتب نمودن و چينش منطقى چند امر معلوم به منظور صيد كردن و استخراج يك امر مجهول بقول حاجى سبزوارى رحمه اللّه : الفكر حركة الى المبادى * و من مبادى الى المراد در حقيقت ذهن انسان سه عمليات انجام مىدهد : 1 - مطلوب را در ابتدا تصور مىكند . 2 - سپس به سراغ مقدماتى كه قابليت استدلال به آنها هست مىرود و آنها را كسب مىكند .